تبليغاتX
گیســــو شـــاکـری - به مناسبت گرامی داشت خاطره ی سعید سلطان پور
 

تاریخ سرشار از آموخته­هاست. درس است. سر مشق­هایی ست برای ما. برای فرزندانمان و برای آینده.

 اما غریب آن که منافع زود گذر مانع است. سد است. کوردلی به بار می­آورد و کوته بینی ، تا بیاموزیم، درس بگیریم و جهان روشن و آزاد آینده را بسازیم.

 سعید یکی از آن درس­های تاریخ است که جان خود را بر سر باور و ارزش­هایش گذاشت. نمونه ای از هنرمندی  مردمی که به هر چه نامردمی معترض بود، به ارزش انسانی باور داشت و جان بر سر این باور  گذاشت.

برخیز سعید سلطان­پور!

هنرمندان دست به مزد و گوته بین و حقیر و کوردل در گوشه و کنار خانه­ات برگی ننگین از هنر و هنرمند را به نمایش گذاشته­اند. داوطلبانه، ملعبه­ی حکومت آدم­خواران جمهوری جهل و خرافات وعوام فریبی و تزویر ­­اند.

نگاه کن!           می­شنوی!

این سرود  آفتاب کاران است . این همان سرود است  که سال­ها با صدای انقلابیون و آزادی خواهان در کوی و برزن طنین می انداخت.  سر اومد زمستون/ شکفته بهارون /   گل سرخ خورشید بازاومد و شب شد گریزون

 و چه جان ها که بخاطر داشتن این سرود بر سر دار رفت.

سعید کجایی که ببینی کارگردانان مضحکه ی خیمه شب بازی انتخابات به سرودهای انقلابیون نیز دستبرد می زنند.

 آری این همان سرود است که اکنون  فیلمساز حکومتی برای موسیقی متن  فیلم تبلیغاتی  یکی ازعاملان قتل عام دهه ی 60 در زندان های ایران ، بکار برده است.

کجایی سعید؟

اینان هم کارگردانان ، بازیگران، نویسندگان و شاعرانی که  به پشتیبانی نمایندگانی دیگر از حکومت جهل و فریب نام خود را در تصویرهای تبلیغاتی ثبت کرده اند.

کجایی سعید که ببینی  این جنایتکاران بوی عطر خاوران نیز تنشان را به لرزه می اندازد و از استخوان هم رزمانت نیز می هراسند.

باور جای خود را به فریب داده است، هنرمند ، دلخوش به مزدوری و گدایی حکومت است.

و حکومت با نیرنگ هایش کوشش به کمرنگ کردن مرزبین مخالفین وخودش می کند تا در نتیجه به حکومت نکبت بارش ادامه دهد.

تماشا کن سعید سلطان­پور! کرکسان جای عقابان را گرفته اند.

اینان  چه کسی را فریب می­دهند؟ تاریخ   یا خود را؟

اما ، ما ایستاده ایم .

 هر چند که کم باشیم  اما محکم ایستاده ایم و تا شیشه ی عمر این جنایتکاران را به زمین نیاندازیم آسوده نخواهیم نشست.

سعید سلطان پور  تماشا کن !

بر میهن ات اینگونه رفت !

سی سال

سی سال.

تو می گویی و به آنچه که می گویی باور دارم

"پشت این شب

این شب فرتوت

صبح مردم

صبح بیداری ست" *

 گوتنبرگ، سوئد 2009-06-07

* از شعر در هوای در هم شبگیر – سعید سلطان پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 20:59  توسط گیسو شاکری  |