تبليغاتX
گیســــو شـــاکـری
http://www.emusic.com/label/Art-i-Drama-Studio-Dicentia-MP3-Download/186687.html
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 3:3  توسط گیسو شاکری  | 

 

س.: این چندمین سی دی شماست؟

گ.ش.: این هشتمین آلبوم موسیقی  من است و مجموعه ای است از اجرای تعدادی از ترانه هایی که قمر الملوک وزیری خوانده است.

س.:تا کنون چه ترانه هایی از قمر را خوانده اید؟

گ.ش.:در طول این بیست وچند سال  همواره همراه با اجرای ترانه های خودم ،اکثرترانه های اجرا شده توسط قمررا خوانده ام . اما به شکل ضبط شده  پیش از این در اولین آلبوم موسیقی ام به نام "تا به کی خموشی" سه ترانه  رااجرا کردم. بنام های:

 " ای نوع بشر" شعر امیر جاهد ، آهنگ علی اکبر خان شهنازی.

 "ای زنان ایران"  شعر تائره تهرانی ( عصمت خانم) ،آهنگ نی داود.

" زن در جامعه" شعر ملک الشعرا بهار، آهنگ نی داود

 ودر این مجموعه هم  شش ترانه  خوانده ام به نام های :

  "عمر حقیقت"  شعر ملک الشعرای بهار، آهنگ مرتضا نی داوود 

 "امان از این دل" شعر و آهنگ  محمد علی امیر جاهد  

 "گریه کن"  شعر و آهنگ ابوالقاسم عارف قزوینی

 "شعله و پروانه" شعر و آهنگ  امیر جاهد

  "مرغ سحر" شعر و آهنگ  نی داوود

 "ز من نگارم"  شعر بهار، آهنگ غلام حسین درویش

س.: و اما برگردیم به یک سوال اساسی. چرا باز خوانی قمر؟ چه چیزهایی در قمر هست که برای شما جذابیت داشته و دارد؟

گ.ش.:در یادداشتی که همراه با سی دی منتشر شده، کمی توضیح داده ام چرا قمر!حالا به شما هم مختصر می گویم: صدای قمر یک جوری با کودکی من، با نوستالژی من گره خورده. تعریف هایی که از او در کودکی و نوجوانی می شنیدم از او یک قهرمان برای من ساخته بود. او یک شخصیت دست نیافتنی بود. شخصیتی که همیشه می خواستم بدانم کی بوده. چرا وقتی صحبت از او می شود یک باره  یک فضای دیگر به وجود می آید. بعدها، خواندم وشنیدم و پی گیری کردم و فهمیدم که این حس و این نگاه از کجا سرچشمه می گرفته است: از شخصیت قمر. آوازه خوانی که کارش فقط خواندن نبود. آن صدا گره خورده بود با یک مجموعه ویژه گی ها  که متعلق به قمر بود. از مادر بزرگ، از افراد مسن خانواده می شنیدم که قمر خیلی شجاع بوده. و بعد دانستم که او ده سال پیش از این که دستور کشف حجاب اجباری داده بشود، بدون حجاب روی صحنه رفته و شعرهای اعتراضی خوانده.از قبول هدایا و بخشش های حکومتی سر باز می زده ، دعوت های فرمایشی را نمی پذیرفته . بخشی از مردم و با مردم بوده . شاید این موضوع برای من خیلی شگفت انگیزتر و جالب تر بود تا صدایش. دورانی که خواندن ترانه های اعتراضی خیلی شهامت می خواسته. آن هم به وسیله ی  یک زن. سنت شکنی کار هر کسی نبود. چرا که کار بی خطری  نبود آنهم در دوران سیاه استبدادو ارتجاع کور مذهبی . هنرمند بودن ، زن بودن، متعهد وآزادیخواه  بودن ، سه ویژه گی و خصوصیت بر جسته و قابل توجه قمر است . بنابراین قمر برای من مجموعه اش پر ارزش است با تمام ارزش ها و توانایی ها و درک اش. این شخصیت الگوی من است. مجموعه اش چیزی است که از نو جوانی ام دلم می خواست که اگر یک روزی می خواهم بخوانم یا می خواهم کار هنری بکنم بتوانم همان راهی را بروم که او رفته. و خوب به هر حال فکر می کنم که موفق شده ام. اولین کارهایم را با مجموعه ی کارهای او شروع کردم و این هم که در حال حاضر آخرین کار من است با یاد او است.

س.: چه تاره گی هایی در این اجرا هاست؟

 گ.ش.: دراین کار ترانه ای را اجرا کرده ام که تا کنون اجرانشده و آن بخش دوم مرغ سحر است. باید بگویم که از زمانی که به شکل حرفه ای شروع کرده ام به خواندن تقریبن درتمام کنسرت هایم این بخش دوم مرغ سحر را به نام "عمر حقیقت" خوانده ام. این بخش در زمان خودش هم سانسور شده بود. ترانه ی دیگری که در این مجموعه اجرا کرده ام که آنهم  تاکنون اجرا نشده "شعله و پروانه" است از استاد امیر جاهد و اجرای جدیدی از "گریه کن" . تنظیم زیبای این  آثار از آقای محمد شمس است با حفظ چهارچوب سنتی آن .

س.: چه تفاوت هایی ست میان این اجراها و آن ها که تاکنون دیگران خوانده اند؟

گ.ش.: هر کدام از آن اجراها زیبایی های خودش را دارد. خصوصیات  خودش را دارد. به هر حال اجرای هر خواننده ای متفاوت است با خواننده ی دیگر. و گاه هم سلیقه ای ست. با تجربه های فراوانی که در طول این سال ها کسب کرده ام ، گمان می کنم که به شیوه ای مستقل برای خود دست یافته باشم . تجربه هایی که همچنان ادامه دارد. بهر حال من سعی کرده ام که در این کارها صدای خودم و شخصیت مستقل صدای خودم را حفظ کنم. گیسو شاکری ای که ترانه های اجرا شده توسط  قمررا می خواند. نه گیسو شاکری که مثل قمر می خواند. این مشخصه ی کار م است.ضمن اینکه همین جا باید بگویم که به گمان من صدای قمر یک صدای استثنایی ست و اجراهایش یکتا و غیر قابل تقلید.

س.: در واقع تا آن جا که من می دانم ما صدای واقعی قمر را نداریم. یعنی به شکل دقیق کلمه. صفحه های سنگی به جا مانده با دورهای متفاوت تصویر دقیقی از صدای قمر به ما نمی دهد. حالا از آن چه از قمر توسط دیگران خوانده شده، می شود به ویژه گی های متفاوتی بر خورد؟

گ.ش.: به هر حال توانایی های حنجره  می تواند به حساب بیاید و شگردهایی که هر کس در کارش به کار می برد. اما آن چه می توان گفت این که کسانی  سعی می کنند با توجه به صدایی که از صفحه های گرامافون شنیده اند آن را تقلید کنند. شاید این کار را خود من هم آن اوایل نوجوانی که می خواستم از قمر بخوانم کرده ام. من هم سعی می کردم که صدایم  را همان جور نارک کنم و یک طوری هم تند که شبیه همان بشود که در صفحه ها می شنیدم. و در این تقلید هم موفق بودم. امابعدها متوجه شدم که این صداها از دور تند صفحه های گرامافون است که به گوش می رسد. کما این که اگر شما به صدای مردهای خواننده ی آن دوره هم گوش بدهید صداها تقریبن شبیه همدیگر هستند. صداهای زن ها هم همیطور. نکته ی دیگر این که اگر شعراین آهنگ ها را ندانید خیلی سخت است که آن ها  را بفهمید. شعرها خیلی نامفهوم است. در بازخوانی این کارها من تمام کوششم را کرده ام که شعرها  مفهوم باشد. چون برایم شعر و موسیقی هر دو مهم است. گاهی کارهایی را شنیده ام که باز خوانی بوده یا دوباره خوانی کارهای قمر . در بعضی جاها شعرها اشتباه خوانده شده. البته شاید کسانی که این ها را اجرا کرده اند دسترسی به اصل شعرها نداشته اند که البته این مشکل همیشگی ماست که دسترسی به متون کتبی  دشوار است. از نکته های دیگری  که  در این مجموعه سعی کرده ام رعایت کنم حذف واژه های اضافی ست.البته گاهی اوقات حقیقتن اجتناب ناپذیر بوده.  واژه هایی مثل عزیزم، حبیبم، جانم و واو های اضافی .

نکته ی دیگر اینکه در بعضی ازاجرا ها واژه ها را تغییر داده اند که پیام و معانی شعر را کاملن عوض می کند. برای نمونه :

 در جایی که ملک الشعرای بهار می گوید:

"بهار مضطر منال دیگر"

"که آه و زاری  اثر ندارد"

"جز انقلاب و جز استقامت"

"وطن علاج  دگر ندارد"

بجای  "بهار مضطر" یک جا شده "به حال مضطر". "انقلاب" شده است "انتظام". یعنی خواننده می خواند "جز انتظام و جز استقامت". جای دیگری خواننده می خواند" جز انتظار و جز استقامت". اما اصل این مصرع "جز انقلاب و جز استقامت"است.  البته شاید هم خواننده ها آگاهانه "انقلاب" را به "انتظام" یا "انتظار" تغیر داده اند. به هر حال  سعی کرده ام که این شعرها راتا آنجا که میسر بوده درست بخوانم. یعنی مطابق شعر شاعر یا آن چه که قمر خوانده و قابل تشخیص است. نکته ی دیگر نامفهموم بودن شعرهاست . فن تلفیق شعر با موسیقی از مواردی است که باید بسیار روی آن کار شود . من کوششم را کرده ام شعرها مفهوم و قابل شنیدن باشند وگویای احساسی که در شعر نهفته است . و این در واقع همان احساس مشترکی است که میان من و مفهوم شعر وجود دارد. در واقع این از جمله دلائل انتخاب من از این کارهاست . در هر صورت کوششم براین بوده که تا حد امکان  اجراهای کم نقص تری را ارائه دهم.

س : به طور معمول در برنامه هایی که اجرا می کنید آواز هم می خوانید ، اما در این کارها آواز نخوانده اید . آیا علت خاصی داشته است؟

گ .ش .:با وجود علاقه ی فراوانم به خواندن آواز، در این کار به عمد از خواندن ردیف خودداری کرده ام .چرا که هدف اصلی ام حفظ و اشاعه ی ترانه های اعتراضی است که  مجموعه ای است هماهنگ و  در هم بافته از شعر و آهنگ. ترانه هائی که گویای درد و نیاز یک ملت است که در طول سال ها گرفتار و اسیر استبداد ِخشن وبی مرز و ضد انسان و آزادی بوده اند.

س.: قمر آهنگ های بسیاری خوانده است.  چه معیارهایی داشته اید برای انتخاب این آهنگ ها.  منظورم این است که چرا این آهنگ ها؟

گ.ش.: شرایط سیاسی- اجتماعی ما در مقایسه با دوران قمرواوضاع جهان نه تنها بهتر نشده بلکه بدتر هم شده است. من به عنوان یک زن آواز خوان معترض تبعیدی کوششم براین است که صدایم صدای مردم در بند ایران باشد، بنابراین شعرهایی را بخوانم که شرح درد مشترک گذشته و حال ما در آن نهفته است. دردی  که در آن زمان هم، آن هنرمندان آزادی خواه و معترض از آن رنج می بردند و ما همچنان از آن رنج می بریم و برای تغیر این شرایط به وسیله ی هنرمان باید تلاش کنیم. در واقع این ترانه ها جز ارزش تاریخی اش ، حرف روز ماست. چه معیارهایی مهم تر از این ها؟ .

س.: خیال ندارید که کنسرت  های هم بگذارید به یاد قمر و این آهنگ ها را زنده اجر کنید؟

گ.ش.: حتمن. خیال دارم که این کار را بکنم و کنسرت هایی را در شهر های مختلف ترتیب دهم. اگر چه در کنسرت های قبلی هم که داشته ام از جمله ترانه هایی هم از قمر  خوانده ام.  اما این کنسرت ها باید مختص قمر و به یاد او باشد.

س.: فکر می کنید که برای نسل جوان ما قمر نامی آشناست؟

گ.ش.: فکر می کنم که قمر دیگر تبدیل به یک اسطوره شده.  شاید که نسل جوان ما در خارج از کشور او رانشناسند اما حتمن نسل جوان در داخل ایران او را خوب می شناسد. چون قمر فقط به خاطر این که خواننده بوده مطرح نیست. او در تاریخ جنبش زنان یک حرکت انقلابی کرده است. یکی از دلایلی که من کارهای قمر را می خوانم همین است. وگرنه هم زمان با قمر خواننده های دیگری هم بوده اند که توانایی صداشان هم کم از قمر نبوده است. آن چه  که مرا نسل سوم یا چهارم قمر هستم  واداشته که از قمر بخوانم فقط صدای او نیست. حرکتی است که کرده که در نوع خودش یک حرکت فوق العاده انقلابی بوده است. حرکتی که طائره قره العین صد سال پیش تر از او کرده. حجاب از رخ بر گرفته. یا فروغ فرخ زاد به نوع دیگری در زمان خودش. و بیشماری دیگر ...  این ها از جمله هنرمندان زنی هستند که در تاریخ جنبش زنان ایران اسطوره اند.اسطوره ها همیشه زنده می مانند و آشنا برای هر نسلی   

 س.: با رویدادهای بسیاری که در این سال ها بر تاریخ ما گذشته و به خصوص ممنوع بودن صدای زن فکر می کنید قمر چه قدر جذابیت دارد و شناخته شده است؟

گ.ش.: اتفاقن فکر می کنم که شناختن و مطرح شدن این گونه افراد یک مکانیزم دفاعی ست در برابر ممنوعیت ها. همان جور که می بینید که این همه سرکوب زنان درطول تاریخ ایران وجود داشته و در مقابل عکس العمل ها هم وجود داشته است. مگر حکومت های مرتجع در کشور ما کم سعی کرده اند که نام وخاطره ی طائره ی قره العین را از میان ببرند؟ بعد از دویست سال من این جا  دارم با شما ازاین افراد حرف می زنم. حتا اگر آنها را بخش هایی از نسل جوان ما نشناسند این نشانه ای از کم کاری نسل ماست برای شناساندن این اسطوره ها که بخشی از تاریخ هنر و مبارزاتی مان را شکل می دهند. البته همچنان فکر می کنم که نسل جوان ما بسیار آگاه تر از نسل خود من است. چون تکنولوژی پیشرفت کرده. دسترسی به امکانات بیش تر شده است. در این روزها هر کس با حداقل شناخت و دسترسی به کامپیوتر می تواند به اطلاعات فراوانی دسترسی پیدا کند. این شرایط قابل مقایسه با دوران ما نیست که باید از مادر یا پدر بزرگ ها برای مثال از قمر می پرسیدیم. البته نقش انتقال آگاهی هم از طریق نسل گذشته  بسیار مهم است. زن هایی که الگوهای ما هستند. زن هایی که در بدترین شرایط زیر تیغ حکومت های مرتجع و عقب مانده و دیکتاتور ایستادند و مبارزه کردند، موقعیت های اجتماعی شان را از دست دادند، بد نامی را به جان خریدند و حتا جان شان را هم بر سر هدف شان گذاشتند.  مثلا در مورد قمر. پس از برگزاری یک مراسم یادبود برای قمر  در ایران،  روزنامه ی جمهوری اسلامی ارگان نهاد رهبری می نویسد که "قمرالملوک وزیری پیشگام آلوده ساختن زنان به ابتذال هنری بود". می بینید که چه فاصله ای ست میان مردم وحکومت ؟ میان ارج گذاری به ارزش های انسانی ودیدگاه عقب افتاده و زن ستیز و هنرکش  پاسداران ارتجاع و استبداد. اسطوره ی مردم می شود پیشگام آلوده ساختن زنان به ابتذال هنری.

س.: متشکرم از وقتی که در اختیارم گذاشتید. اگر نکته ای ناگفته مانده و فکر می کنید که لازم است برای تکیمل حرف هایتان ذکر شود، سپاسگزار می شوم که اضافه کنید. و اینکه چگونه می شود سی / دی شما را تهیه کرد.

گ.ش.: من هم از شما سپاسگزارم. دوست دارم بازهم تکرار کنم  که صدایی در اوج قدرت و لطافت ،تسلط  به تکنیک های مختلف تحریری ،درست خواندن، شناخت وزن و ضرب، اگاهی به ردیف خوانی ، شیوه ی اجرایی صحیح وبا احساس.  از ویژه گی های قمر است.و به نظرمن قمر پدیده ای است غیر قابل تکرار

 اما آنچه که او را قمر کرد فقط این ویژه گی  ها نبود . این ها ابزاری هستند در دست هنرمند . آنچه قمر را قمر کرد مسئولیت و تعهدش بود به آزادی و برابری و ارزش های انسانی و ما این را در شخصیت و انتخاب های قمر از ترانه هایش می بینیم.و این فاصله ا ی است بین تعهد و مسئولیت  وخنثا بودن و بی عملی. که متاسفانه در این زمانه ی سخت  این همان چیزی که برخی از هنرمندان ما علارغم استادی شان در تکنیک و فن فاقد آن هستند.

برای تهیه  این آلبوم علاقه مندان می توانند با دوآدرس اینترنتی زیر تماس بگیرند. 

Gissoo_shakeri@yahoo.com

artidramastudio@yahoo.com

2008/05/05

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 1:32  توسط گیسو شاکری  |