تبليغاتX
گیســــو شـــاکـری

دیدار 

 

 از دور دیدمش

از گور بر آمده

با لباده ی بلندش

در تاریکی شب

صدای شیون تلخش در هیاهوی باد

 

سایه ای بیش نبود

می رفت

با فانوسی در یک دست

و

قلب خونین اش در دست دیگر

 

در جست وجوی غریبی بود

غریب بود

رفیقی جست و جو می کرد انگار

امانت دار ِ

 تپش زنده اش

 

صدای شیون تلخش در هیاهوی باد

دیوار شب می شکست

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 2:45  توسط گیسو شاکری  | 

 

بی بازگشت راهی ست راه عشق

بگذار دامن هزار رنگم را

پر ستاره کنم

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:43  توسط گیسو شاکری  | 

http://www.youtube.com/watch?v=kASYmW1thcw&feature=related
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:39  توسط گیسو شاکری  | 

http://www.youtube.com/watch?v=KvKkkKmHknQ&feature=related
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:36  توسط گیسو شاکری  | 

 

 ایستاده ای

لخت و سرفراز

نه از سیاهی شب می هراسی

نه از باد

و

نه از باران

 

با توفان  سر شوخی داری

با  جریان سیل آسای آب مسابقه می دهی

سایه ات استوار

به دریا یله داده است

 

نه از باران هراست است

و

نه از باد

 ایستاده ای          

و هیچ  باکی ت نیست

تو

 

گیسو شاکری، ازدفتر شعر" سرم را بی سایه می خواهم"

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:30  توسط گیسو شاکری  | 

http://www.youtube.com/watch?v=ozjSuaLlZqU
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 23:17  توسط گیسو شاکری  |