زبانت می چرخد
و می گوید
هر آن چه که دیگران می بینند
و حاشا می کنند
چرا که می هراسند دهان باز کنند
در رگ هایت
حقیقت است که روان است
آیینه ی دق ریاکاران!
خو کرده ایم به شب
فرصت از دست می رود
پر باز کن
پرواز کن
فروغ نماد یک زن روشنفکردر جامعه ی عقب افتاده، سنتی و مردسالار ماست. او که در تمام طول زندگیش در آرزوی پرواز بود، در جامعه ای که تحقیر زن، بخشی جدایی ناپذیر از سنت، فرهنگ و مذهب مرد سالارانه اش بود و هست ، به عنوان یک زن، رنج برد، تحقیر شد و بد شنید. اما او شهامتی غول آسا داشت . ایستاد. اعتراض کرد ، تا برای ما از خودش نماد مقاومت و آزادگی را به نمایش گذارد.
.من دلم می خواهدکه ببارم از آن ابر بزرگ
من دلم می خواهد که بگویم
نه ...نه ... نه ...
فروغ در نامه ا ی اشاره می کند
" آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است . من به این رنج هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی های مردان می برند ، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها بکار می برم . آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت های علمی و هنری و اجتماعی بانوان است ."
حضور فروغ در ادبیات معاصر، حضوری ست فعال نه تنها به خاطر ارزش ادبی کارهایش بلکه به خاطر مبارزه اوست به عنوان یک زن آزاده، در یک جامعه ی سنتی مذهبی ، برای دست یافتن به ابتدایی ترین حقوق انسانی ، همچنان که پیش از او هم ، زنان هنرمند معترض دیگری در این راه کوشیده بودند.
زنانی که برای ما پرنده هایی را به خاطر می آورند که آرزوی پرواز یعنی دست یافتن به آزادی را دارند که از آن به خاطر زندگی در یک جامعه مذهبی ، سنتی محرومند .پرندگانی که پرنده نبودند بلکه آرزوی پروازشان به آنها ارزش انسانی می دا د. چرا که
پرنده مردنی ست
پرواز را به خاطر بسپار
اگر چه فروغ به ظاهر در میان مانیست . اما آرزوی پروازش در جان و تن تک تک ماست .
گیسو شاکری
کانادا- ونکوور 7 دسامبر 2007
اما ز ترس لب نگشودن
در پیله های هراس خزیدن
دیدن چه سود
نگفتن..
بگذار دیگ بجوشد[1]
مادر انوشه، مادر نسیم، مادر بهروز، مادر محسن، مینا همسر روزبه، خواهر مهدی، خواهرایلناز، مادر کیوان، و ده ها مادر و همسر و خواهردل نگران و معترض و جسور!
شما زنان با حضورتان و مشت های گرده کرده تان و با شمع هایی که در شب یلدا مقابل در ورودی زندان اوین برافروختید، عمق جان سیاه کاران جمهوری اسلامی را هد ف گرفتید و خواب خوششان را به کابوس مرگ بدل کردید. در تاریخ ایران، زنان و حضورشان در جنبش های اجتماعی نقشی تعیین کننده داشته اند. حضور شما، امسال، بلند ترین شب سال را به روشن ترین شب سال مبدل کرد. سرنگونی این رژیم آدم خوار تنها با حضور همگی ما امکان پذیر است. ما درکنارشماییم.
گیسو شاکری 25 دسامبر 2007
ماهر روزه شاهد ضرب و شتم و خفه کردن صدای اعتراض انسان های آزادی خواه اما گمنام در سراسر جهانیم .
صدای فریدون گیلانی، روزنامه نگار و شاعر مبارز، هنرمندی که با قلم و زبان اش می کوشد سیاهی ها را افشا کند تنها صدای یکی از این اعتراض هاست که پلیس آلمان آن را با خشونتی باور نکردنی سرکوب کرده است . البته ما تا کنون شاهد سرکوب دیگر صداهای معترض در پاریس ، استکهلم و سایر شهرهای اروپا نیز بوده ایم .
اعتراض به این گونه برخوردهای غیر انسانی دفاع از تبلور یکی از ارزش های انسانی ، یعنی آزادی است .
گیسو شاکری
20071219/ استکهلم