تبليغاتX
گیســــو شـــاکـری

 

اگر بخوانم ویا نخوانم، بنویسم و یا ننویسم، سخن بگویم ویا مُهر سکوب بر لب زنم، چه آنچه را که در سرزمین ما می­گذرد تفسیر کنم و چه به اشاره­ای بگذرم، جنایت­های سی سال حکومت این رژیم مذهبی و متجاوز، زورگو، ضد آزادی و زن ستیز را فراموش نخواهم کرد.  این جماعت فریب­کار را که بر قدرت نشسته­اند و دست­های پنهان و آشکارشان سی سال است که به خون پاک­ترین فرزندان این ملت آغشته است، نخواهم بخشید.

دو پدیده­ی "فراموش کردن" و "بخشیدن" بخشی از اصلی­ترین سبب­هایی است که به عنوان دو عنصرریشه­دار در تاریخ ما، ما را به این جایی رسانده است که " اکنون ِ" ما را شکل می دهد. اکنونی که ارزش­های انسان و احترام به آزادی، به فجیع­ترین شکلی پایمال کسانی می­شود که خود را جانشینان خدا بر روی زمین می­دانند وبا قوانین قرون وسطائی­شان، ننگین­ترین جنایت­ها را در کل جامعه مرتکب می­شوند.  کسانی بر ما حاکم شده­اند و حکومت را در دست گرفته­اند که حاصل قدرت­شان نظام جمهوری اسلامی ست. نظامی که در زندان­های آن فرزندانمان را آشکارا کشتارمی کنند و آنها را مورد شکنجه و تجاوز قرارمی دهند، زنان را از حداقل آزادی محروم کرده­اند و فقر و فحشا و بیکاری وکودک آزاری و اعتیاد و خرافات را گسترش داده اند.

چگونه می­شود کشتارها و سرکوب­های آغاز شده از فردای شکل گیری این نظام را فراموش کرد؟

تشکیل بیدادگاه­های روزهای نخست،  سرکوب وحشیانه­  تظاهرات زنان، کشتارهایی که از تهران به ترکمن صحرا و کردستان و آمل و دیگر شهرهای ایران گسترش یافت و مردم را به نام محارب به قتل رساند، قتل عام هزاران مجاهد و کمونیست­ و آزادی خواه در زندان­ها، به نام محارب و مفسد فی­الارض و به دستورو فتوای کتبی و مستقیم  رهبر جمهوری اسلامی ایران  روح الله خمینی[1]  و با همکاری دست اندر کاران رسمی آن زمان ،  ترور مخالفان در داخل و خارج از کشور، ربودن روشنفکران و نویسندگان و به قتل رساندن آنان، تنها بخشی از جنایاتی است که همچنان ادامه دارد.

خیزش اخیرمردم  ایران نشان داد که دانشجویان، زنان و مردان و زحمت کشان جامعه­یِ ما هوشیارند. علیرغم سانسور و کنترل و سرکوب، بسیاری از آنان تاریخ سی ساله­ی اخیر را به خوبی می­دانند. این موج عظیم نشان داد که مردم ما فریب مخالفان کنونی را که به ساخت و بنیادهای جمهوری جهل و فریب و جنایت اسلامی و بنیان گذار فریبکار آن وفادارند، نخواهند خورد و شعارهایی مانند "ما انقــــــــلاب نکردیــــــم تا به عقـــــــب برگردیــــــــــم"  شاهد آن است.

زنان ما که در صف مقدم مبارزه و مقاومت ایستاده­اند، خواهان برابری و آزادی بدون قید و شرط­ند و برای لحظه­ای خواست­های  بر حق­شان را فراموش نمی­کنند. آنان­ می دانند که بدون شکستن ساختار سیاسی و اجتماعی و قضائی حاکم بر ایران رسیدن به خواست هایشان امری­ست ناممکن. آن­ها چون دیگر اقشار جامعه  فریب مخالفان امروز را که در بنیان گذاری این حکومت جهل و فریب دست داشته­اند، نخواهند خورد و اجازه نخواهند داد که فرصت طلبان رهبری جنبش آزادی خواهانه وانقلابی شان را به عهده بگیرند و با تبلیغ مسالمت و سکوت جریان حرکت آنان را به انحراف بکشانند.

مادران و پدران ما قتل عام فرزندانشان را در زندان­ها و در خیابان­ها با سکوت برگزار نخواهند کرد. فرزندانی که راه سرخ مبارزه را نه به اجبار که ازسر باور انتخاب کرده بودند[2].  مادران جان باخته­گان این جان­های سرگردان در پارک­ها خون­های به خاک ریخته شده­ی فرزندانشان را نه فراموش می­کنند و نه عاملان این کشتارها را خواهند بخشید .آنان خواستارمحاکمه­ی عاملان این جنایات هستند .آنان می­دانند که حتی عنوان" مادران جان باخته گان" لرزه بر اندام فریب کاران  جمهوری اسلامی  می­اندازد. آنها می­دانند که  پیشنهاد تغییر نام"  مادران جان باخته گان" به " مادران صلح"[3] یکی دیگر ازترفندهای این فریب کاران است.

تاریخ ما سرشار از فریب است. فریب قدرت طلبان.

این روزها در یک خیمه شب بازی آشکار کوشش می شود تا با تکیه به نام خمینی و حفظ قانون اساسی یک بار دیگر تمام کوشش­های یک نسل برای رسیدن به آزادی و برابری و دمکراسی قربانی شود و جهل و جنایت را که مشخصه­ی این حکومت دیکتاتوری مذهبی  بنیادگرا ومرتجع است یک بار دیگر اما، این بار با رنگی دیگر، برما حاکم کنند.  در حالی که رهبر و عامل اصلی سی سال تیره روزی، کسی نیست جز روح الله خمینی. اینها نمی­توانند انکار کنند که علیرغم چهره­ی امروزی­شان در تمام جنایات دیروز نظام جمهوری اسلامی شریکند و همگی از دست پروردگان اندیشه های خمینی­اند.

تنها با خواست یا عدم خواست سرنگونی بنیادین رژیم جمهوری اسلامی و پیگیری برای داشتن قوانینی بر مبنای برابری کامل اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی زنان و مردان و جدایی کامل دین و مذهب از سیاست و دولت ، عدم وجود زندان های سیاسی ، نبود اعدام در قوانین قضایی ، عدم وجود سانسور به هر شکل و بهانه، آزادی بدون قید و شرط بیان و مطبوعات و احزاب می­توان طرفداران حقوق مردم را شناخت.  راه رسیدن به آزادی و دمکراسی و حکومت قانون و عدالت اجتماعی از مسیر سرنگونی جمهوری اسلامی با همه­ی جناح­ها و دسته­بندی­های درونی و برونی­اش می­گذرد.

آنان که خواستار دمکراسی و آزادی و برابری بی قید و شرط اند با مردمند.

هشدار که باردیگر فریب فریبکاران را نخوریم.

گیـــسو شـــاکری

17 دسامبر 2009

  

 



- فتوای کتبی خمینی در مورد اعدام مجاهدین در زندان ها ، خاطرات آیت الله منتظری،ص.520 .[1]

 http://www.mowjcamp.org/article/id64779           - مادران درد و اندوه، تقی رحمانی،24 ابان 1388.  [2]

­- همان یادداشت.[3]

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 4:59  توسط گیسو شاکری  | 

http://www.youtube.com/watch?v=F6oRf59ZrBE

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 4:57  توسط گیسو شاکری  | 

 

سخنرانی و معرفی کتاب

" کلثوم نه نه"

آواز خوان، شاعر و نویسنده معترض تبعیدی

موضوع: زنان آزاد اندیش و هنرمند معترض

زمان: 5 اکتبر 2009

ساعت: 17 - 18

storgata 36 – Oslo محل:

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 23:7  توسط گیسو شاکری  | 

http://www.jonge-khabar.com/news/articlencat.php?id=1209&mode=v
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 2:23  توسط گیسو شاکری  | 

یورش و حمله ی بیرحمانه  به کمپ پناهندگی اشرف  که طبیعتا باید از "حقوق پذیرفته شده ی پناهندگی بین المللی" برخوردار باشند ادامه ی همان یورش ها و قتل عام ها و شکنجه ها ی  سی ساله و خصوصا کشتار اخیر در داخل ایران است که فرزندان ما را با دست های خالی و بی دفاع به خاک و خون می کشد.

 سی سال است که این مزدوران با حمایت جوامع بین المللی حکومت می کنند و  در فساد غرق اند و دست هایشان به خون فرزندان ما آلوده است .

این کرکسان آدمخوار با عاملان مزدور خارجی شان در کشور عراق و با همان شیوه ی سرکوب  به قصد قتل عام پناهندگان بی دفاع  شهر اشرف ، با بولدوزر و تانک و سلاح های سنگین  به میدان آمده اند . اما چه خیال باطلی!

آنها فرزندان زاده ی عشق و مقاومت هستند . از هرکدام که بر زمین در می غلطد هزار دانه بر می آید و از هر دانه جنگلی که کرکسان را در آن راهی نیست .

جان فرزندان پناهنده ی ما در کمپ  اشرف  و آزادی خواهان در خیابان های ایران پای مال زد و بندهای بین المللی می شود. قطعا این جنایت های مکرر و غیر انسانی که توسط نیروهای سرکوبگر رژیم ضد بشری ایران انجام می شود و سازمان های مدافع حقوق بشری به طرز مرموزی در باره ی آن سکوت کرده اند، از سوی مردم آزادی خواه ایران بی پاسخ نخواهد ماند و فراموش نخواهد شد.

 بی تردید پیوند خون ندا ها و پیمان ها و سهراب  هاو کیانوش ها و حنیف  هادر ایران و اشرف است که سکوت مرموز جهانیان را می شکند و فردای آزاد را به ارمغان خواهد آورد.

ما به دستان یکدیگر نیازمندیم.

سرنوشت ما و آزادی ما چه در داخل ایران ، چه در اشرف و چه در سراسر جهان  به یکدیگر پیوسته است.

 2009-07-30

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 3:57  توسط گیسو شاکری  |